پایان داستان علی و صبا

سلام پیام برام درمورد داستان علی و صبا اومد که چندین ماه پیش مشغول نوشتنش بودم

چون رمق نداشتم دیگه ادامش ندادم پایان اون همه عشقو دوست داشتن به جدایی کشید الا خانوم (صبا) ازدواج کرده علی هم مونده با حوضش

رسم زندگی تکرار وقایع تکرار تاریخ باز و باز و بازهم داستان ادامه داردو ادامه دارد این بشر پند بگیر نیست

وقتی ازدواج می کنی حسرت میخوری برای امری که گذاشتی دلت به حال دل ساده خودت میسوزه چی بگم اکثرا همه اینارو از برین گفتم فقط به اونایی که داستان دنبال می کردن پایانشو بنویسم هرچند برام سخت بود

/ 9 نظر / 7 بازدید
بازاریاب

دوست عزیز سلام اگر تمایل دارید مدیریت قوی تری بر وبلاگ خود داشته باشید،امکانات بیشتری به مخاطبین خود ارائه نمایید و یا یک گام بزرگ برای ورود به دنیای وب مستران بردارید ما توصیه می کنیم همین امروز از امکانات رایگان ارائه شده توسط تیم اندیشه ی برتر نهایت بهره را ببرید و با تبدیل وبلاگ خود به وب سایت خواسته های خود را محقق کنید. هم اکنون اقدام کنید و از امکانات دامین و هاست رایگان برخوردار شوید http://designer.moshakhasat.com همچنین در صورتی که تمایل دارید از طریق وبلاگ خود کسب درآمد کنید آدرس زیر را نیز حتما ملاحظه بفرمایید http://www.moshakhasat.com/index.php?route=information/information&information_id=9 با تشکر 1345404661.45

موفقیت در کمین شماست

امروز گامی برای موفقیت برداشته اید؟ مجموعه ی آموزشی سریع خوانی همراه با نرم افزار ارائه شده توسط استاد بزرگ کتاب خوانی جهان مجموعه ی 7 راز بزرگ انگیزه مجموعه ی آموزشی استفاده از قدرت حافظه مجموعه ی آموزشی استفاده بهینه از شرایط بد و بدشانسی ها مجموعه ی آموزشی تفکر تحول برانگیز مجموعه ی آموزشی تمرکز جادویی مجموعه ی آموزشی راه های اجرایی کسب ثروت مجموعه ی آموزشی مثبت اندیشی و اعتماد به نفس مجموعه ی آموزشی پیروزی در تعاملات روزانه بسته ی آموزشی نکات طلایی برای موفقیت دانشجویان بسته ی آموزشی نکات طلایی در صحبت کردن با کودکان زود دیر می شود 110615897

حمید

سلام با یه پست مخصوص تولدم اپم منتظرم

bikas

پاهایم را که در آب میزنم ، ماهی ها جمع میشوند شاید اینها هم فهمیده اند که یک عمره طعمه ی روزگار بوده ام ! آپم... [گل] mitonam shoma ro link konam?

حمید

حکـــــــــــــــــــــایت ِ من… حکایت کسی بود که عاشق دریا بود ;اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت… دلباخته ی سفر بود; اما همســـــــــــــــــــــفرنداشت... زخم داشت;اما ننالیـــــــــــــــــــــد… گریه کرد; اما اشک نریخـــــــــــــــــت… حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…پر از فریاد بود; اما سکـــــــــــــــوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود… حکایت کسی بود که زجر کشید ;اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد حکایت منم شده این حکایت ببخشید اگه نمیتونستم سر بزنم متاسفانه ازدواج کردم و سرم بسیار شلوغ بود به امید دیدار

حمید

به سراغ من اگر می آیی تند و آهسته چه فرقی دارد؟ تو به هرجور دلت خواست بیا... مثل سهراب دگر جنس تنهایی من چینی نیست که ترک بردارد، مثل آهن شده است چینی نازک تنهایی من...تو فقط زود بیا

حمید

سلام خوبی ساده که باشی... اپم خودت بیا بخونش

حمید

با یه مطلب عاشقونه و سر شار از احساس خیلی خیلی خیلی گشنگ اپم منتظرتم

یاسمن

سلام مرسی عشیشم ک گفتی من هنوز زیاد وقت نکردم روش کارکنم چشم حتما شب خوش بوس