تست خود شناسی

فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد.

1- تلفن زنگ میزنه

2- بچه تان گریه میکنه

3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه

4- لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره

5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه

خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کارها رو انجام میدید؟ یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟

اولویت های خودتونو تعیین کنید و برای تحلیلش پایین صفحه رو ببینید.


هر یک از 5 مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست.

1- زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.

2- گریه بچه، نشون دهنده خانواده است.

3- زنگ در خونه، نشون دهنده دوستان شماست.

4- لباس ها، نشون دهنده پول هستن.

5- سر رفتن آب، نشون دهنده میل جنسی (Sex) هستش.

ترتیب انتخاب های شما نشون دهنده اولویت های ذهن شما در زندگیه

   + اشک - ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٧

اگه بدونی به مقصد نمی رسی راه رو ادامه میدی؟

این سوال برام معنی زیادی داره

برام سخت بود.این سوال تو ذهنم بود من توطول روز ناخاسته با تصمیمات درگیرم و برای فهمیدن درست خیلی فکر می کنم که درست و غلطشو نمی دونم

یکی از اونا همین سواله

اگه بدونی به مقصد نمی رسی راه رو ادامه میدی

یه وقت خوشحال بودم می گفتم نمی رسم چیه من می رسم

یه وقتم ناراحت بودم می گفتم نه نمی رسم تلاش فایده نداره

و امروز به این نتیجه رسیدم که بهتره تا مقصد اصلیم چند مقصد بزارم و اگه شد به مقصد نهایی برسمو تاجایی شد مقصدارو پشت سر بزارمو شاید به مقصد آخر برسم

نمی دونم حرفمو متوجه شدید یا نه  اما اگه کسی توسن من باشه و با این مسئله درگیر باشه می فهمه و برام مهم همونه

   + اشک - ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۳

حال این روزای من

سلام چند وقت پیش موزد 1ماه مو گرفتم

با اینکه مقدارش کم بود اما خیلی خوشحالم چون آینده مستقل و برا خودم تصور کردم

نمی دونم چطور رسیدم خونه داشتم بال در می آوردم به همه گفتم پدرم می خندید

فک کنم حسمو درک کرد میدونم تو راه سختی قدم گذاشتم اما بزرگترین شیرینی ها بعد بزرگترین سختیا بدست میاد و منم برای خوب زیستن تلاش می کنم

فک می کنم دوران جوانی به پایان رسیده

رو دیوار عمرم این و می نویسم اگه خیلی ها رو خاک کردی روزگار

اینو بدون من انسان بهترین خلق شده مخلوقمم و برای آبروی اون می جنگم

خدایم می گوید من به تو عقل دادم که دیگر نیاز به هدایتگری نداشته باشی

انچه را دینت حکم می کنت که عقلت حکم می کنت و اگر به عقلت خیانت کنی خیانتکاری و تو انسان خطا کار

و تعدد در خطا نابخشوندیست اگراز ان پشیمان نباشی.

وا آخر مطلبم چرا ایتو شد

درپناه ایزد

   + اشک - ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٠

محرم من

برسینه می کوبم تا درد برونم درد درونم را بپوشاند


   + اشک - ۱:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٥

ایام محرم

دل درمونده ای دارمو دنبال بهونه برا خالی کردن این دردو سبک شدنم کاری به هیچیم نداریم فقط بگم یه پسر بچه از هر قمو نسلی باشه پاک یا گناه کار وقتی بهش فکر کنم که از تشنگی لباش ترک خورده و مادر و پدرش اونو تو اون حال ببینند دلم درد میگیره

   + اشک - ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٥

سخنی از غم

بارها گفتم که زندگی رو با غم و شادی هاش پذیرفتم زندگی بی غم امکان نداره اما گاهی فکر می کنم اینقد غم دیدم که دیگه هیچ غمی برام بزرگ نی


   + اشک - ۳:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٠

بزرگترین آرزوهای من

نمیدونم چطور بگم که قابل فهم باشه مث همیشه بازبون ساده خودم میگم

به این فکر کردم که بزرگترین آرزوهام چیه راستشو بخای من آرزویی ندارم بزرگترین آرزوهای من خوشبختی پدر مادرو اطرافیانمه نمی دونم چطور این حرفمو باور می کنید اما واقعیت راستش من چیزی از خدا نمیخام سالمم پشتم به خداست بهش تکیه می کنم اندک نیازهامو با تلاشمو توکل بهش به دست می ارم زیاد بزرگ نیستن بگم که در حد یه آرزو باشه از خدا بخامش یه زندگی آروم ساده زندگی رو باور دارم انتظار ندارم روم غم نباره چون غم هم یکی از سانس های زندگیه بعد شادی بعد غم و هی تکرارو هی تکرار

آرزوی شما چیه ؟

   + اشک - ٢:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱٤

کاش

ما کاش های زیاد ی در زندگی می گیم

دعاهای زیادی می کنیم

میگیم کاش تو دنیا صلح باشه

کاش گرسنه ای نباشه

کاش فلان نباشه بسال نباشه

تاحالا فکر کدی بشر از اول چگونه زندگی کرده از اول گرسنگی و جنگ وفقر با انسان به دنیا اومده

همین انسان باعث این کاش ها شده که الان داره میگه کاش اینطوره باشه کاش اونطور باشه

یه لخظه فکر کن قدرت سلطنت به دنیا رو داشته باشی

اینکارو نمی کنی

آه حتما میگی نه به دنیا سلطنت نمی کنی اما اگه داشته باشی می کنی

اگه بتونی یه پولی به ناحق که بهش نیاز داری از جایی بد دست بیاری اینکارو نمی کنی

نه

خوبشم می کنی چون نمتونی میگی نه

آره خودمون باعث این کاش ها هستیم میخای ناراحتشو اما واقعیته


   + اشک - ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱
← صفحه بعد